منظورم اين است كه تا حدودي بيتحرك گشتهاند. جدايي بزرگ فكري بشريت در طول مرزهاي جغرافيايي يا نژادي نيست، بلكه اين جدايي ميان كساني است كه روش تجربي را ميدانند و به كار ميبرند و كساني كه آن را نميشناسند و كساني كه آن را به كار نميبرند.
ه. سه جنبهٴ وحدت اساسي حيات
عليرغم اوهام رايجي، مانند آيين مدرسي، و فريبهاي اهل تنجيم و جادوگري، كه انديشهٴ قرون وسطي را فلج و مكدر ساخته بود، اثر من نشان خواهد داد كه هرگز فترت كامل در پيشرفت دانش وجود نداشته است. البته، اگر ما نظر خود را به شاخهٴ معيني از علم، يا به فعاليتهاي يك ملت منحصر سازيم، فترتها بهزودي روي خواهد نمود. به همان ترتيب كه بخشي از جهان نيست كه از لحاظ گونههاي جانوري يا گياهي كاملاً سترون باشد، ولي اگر ما تنها از لحاظ گونه يا حتي دستهٴ معيني از جانوران يا گياهان نگاه كنيم، ناپيوستگيهاي فراواني وجود خواهد داشت، يا اگر تنها مشغول مطالعهٴ گيا و زياي كشور معيني باشيم، نظر ما دربارهٴ تاريخ طبيعي ناقص خواهد بود. اگر موفقيتهاي همهٴ ملل را در تمام جهات به حساب آوريم، در زندگي فكري جهاني نيز ناپيوستگي وجود ندارد. مطالعهٴ ما بايد از دو جهت كامل باشد: اين مطالعه بايد دايرةالمعارفي و جهاني باشد، و هنگامي با ارزش خواهد بود كه اين دو اصل جداگانه مورد توجه قرار گيرد.
در وهلهٴ اول، ما بايد نه تنها تاريخ يك يا چند علم، بلكه تاريخ همهٴ شاخههاي علوم تحصلي را، تاريخ همهٴ علوم را، يا به عبارت صحيحتر، تاريخ علم را در نظر داشته باشيم. اين تاريخ چيزي بسيار مهمتر از جمع حسابي تواريخ همهٴ علوم است، زيرا تاريخ علم نه تنها پيشرفت هر علم، بلكه رابطهاش را با همهٴ علوم ديگر توضيح ميدهد. البته، تاريخ شاخههاي جداگانهٴ علوم، يا حتي شعبات آن، يا شعبات فرعي آن، از لحاظ فني فوقالعاده سودمند است (ما برخي نمونههاي عالي آن را داريم، مخصوصاً در رياضيات، شيمي و طب)، ولي اينها براي توصيف پيشرفت تمدن كاملاً غيركافي است. بايد توجه داشت كه آنها اغلب حتي براي منظور خاص خودشان هم غيركافي است. و مثلاً مورخ فيزيك اگر موضوع مورد نظر را بهطور كامل توضيح دهد، در آن صورت ناچار است به پيشرفت رياضيات و علوم ديگر اشارات مكرري بكند. اين موضوع بيشتر از آن جهت است كه تقسيمبندي از علوم در بسياري از رشتهها تا حدود زيادي مصنوعي است؛ ما همهٴ آنها را بايد طوري در نظر بگيريم كه گويي شاخههاي يك درخت سبزند و هيچكدام به تنهايي موجوديتي ندارند، بلكه همه با هم رشد ميكنند. بنابراين، پيشرفت هر علم وابسته به پيشرفت همهٴ علوم ديگر است. به علاوه، بارها، حتي در گذشته بسي بيش از دورهٴ تخصصيشدهٴ ما، اتفاق افتاده كه شخص معيني پژوهشهايي در بسياري از شعبات علوم